ادیبانه

شعر، مشق، کتاب

ادیبانه

شعر، مشق، کتاب

مخاطب تمام قصه های ما
عشق است
و عشق
زبان مادری‌ست
فارسی زنده از سخن
رسیده از جهاد شاعران عشق

اینجا
فرصت تمرین زبان است
با اجازه از شعور واژه ها


نامت را
چه کسی تراشید
این گونه زیبا
بر پیکره ی انبوه حروف
نامت
شناسنامه ی پاییز من است

نویسندگان

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسم‌ تو» ثبت شده است

فقط خاموش بودن
فقط لب را گزیدن
فقط در پیچک‌ خاموشی یک‌ رود پیچیدن
فقط احساس را خوردن
فقط آماس را دیدن
فقط فصل زمستان و
بهار خواب را چیدن،
تو را از وهم این گستاخی مرموز می‌راند.
تو را تنها
به تنهایی رمیدن
کوچ کردن،
تو‌ را تنها توانایی چکاندن
در حضور محض بیداری
تو را تنها تولد کردن درد درون
از غصه می‌کاهد
تو خود را درد می‌دانی
و این خیزش
قیام انقلاب غصه‌‌های در ورا خفته است
صدای التهاب چرکهای در گلو سفته است
بزایان درد را بهتر
بمیران مرگ را بهتر
ببخشا شورش این آشنا را
در رگ خواب جهان کمتر
تو خود را نیک، می‌دانی
و این دانایی‌ات

درد درون را می‌کند درمان
به تنهایی
به تنهایی

  • azam karimi اعظم کریمی

خوب است

تو باشی و نباشد

در سیطره‌ی ناز حضورت
خسی از سنگ
  • azam karimi اعظم کریمی

از بهشت آمده‌ای می‌دانم
بوی خوب نان و نعنا می‌دهی

 

  • azam karimi اعظم کریمی

 تا عشق مرا هست و تو را هست
زمین سنگین باد

آسمان رنگین باد

و طرب در دل بیچاره ی داد

تا ابد در چین باد

 

  • azam karimi اعظم کریمی

اسمت به زبانم قدحی شعرِ برین است
بی‌قافیه و رسم ادا، خوب‌ترین است
منظومه‌ی اشعار تمام شعرا هیچ ندارد
آن‌جا که بیان از سخنی نغز و بهین است

 

  • azam karimi اعظم کریمی