ادیبانه

شعر، مشق، کتاب

ادیبانه

شعر، مشق، کتاب

مخاطب تمام قصه های ما
عشق است
و عشق
زبان مادری‌ست
فارسی زنده از سخن
رسیده از جهاد شاعران عشق

اینجا
فرصت تمرین زبان است
با اجازه از شعور واژه ها


نامت را
چه کسی تراشید
این گونه زیبا
بر پیکره ی انبوه حروف
نامت
شناسنامه ی پاییز من است

نویسندگان
 
تو را کتاب خواهم کرد
جاوید
والا
 
تو راستاره خواهم کرد
در دید
 مانا
 
تو را خورشید می‌کنم
روشن
تابا
 
تو را سپرده خواهم کرد
در بانک تمام آزها
در زنگ تموز آوازها
در نگاه امید سربازها
 
تو را
آرزو می‌کنم
در گلوی نقار سازها
در رخسار شکوه نازها
بر پیکر سرور طنازها
تا سپیده‌ی صبور پروازها
 
تو را...
تمام من!
تماشای من! 
 
  • azam karimi اعظم کریمی

 

مانده‌ام که مردم از چه چیزی بیشتر وحشت دارند. 

من که می‌گویم مردم بیشتر از هر چیز از این وحشت دارند که قدم تازه‌ای بردارند یا حرف تازه‌ای بزنند.

 

جنایت و مکافات/ فئودور داستایوسکی

  • azam karimi اعظم کریمی

 

مرد ایستاد جلوی برده‌فروش، خضوع خاصی برده‌فروش را فرا گرفت.

نیمچه تعظیمی کرد. زن بی‌هوا چشم از خیرگی به افق برداشت و گل پلاسیده‌اش را به سمت مرد گرفت. مرد به آرامی گل را گرفت، بویید و بعد چند سکه به برده‌فروش داد. به زن اشاره کرد و گفت: تو آزادی.

برده فروش با دستپاچگی گفت: این کنیز عجم فقط یک شاخه گل پژمرده به شما هدیه داد، آن‌وقت شما آزادش می‌کنید؟

مرد گفت: این‌گونه خدای تعالی ما را ادب کرده است که فرمود:

وقتی تحیتی به شما دادند، تحیتی بهتر دهید‌؛

و بهتر از گل، آزادی اوست.

 

عشق در برابر عشق/ امید کوره‌چی

 

  • azam karimi اعظم کریمی

 

عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست، معرفت است.

عشق از آن رو هست که نیست! پیدا نیست و حس می‌شود.

 

جای خالی سلوچ/محمود دولت‌آبادی

  • azam karimi اعظم کریمی

فراغت را ارسطو این‌گونه مطرح کرده است:

شما باید هشت ساعت کار کنید که زندگی بچرخد،

هشت ساعت استراحت کنید که بتوانید دوباره کار کنید

و هشت ساعت هم اختصاص به حال خودتان دارد؛

تئاتر بروید،

فیلم ببینید،

مطالعه کنید

و... خودتان را غنا ببخشید...

 

سید یحیی یثربی

  • azam karimi اعظم کریمی