ادیبانه

شعر، مشق، کتاب

ادیبانه

شعر، مشق، کتاب

مخاطب تمام قصه های ما
عشق است
و عشق
زبان مادری‌ست
فارسی زنده از سخن
رسیده از جهاد شاعران عشق

اینجا
فرصت تمرین زبان است
با اجازه از شعور واژه ها


نامت را
چه کسی تراشید
این گونه زیبا
بر پیکره ی انبوه حروف
نامت
شناسنامه ی پاییز من است

نویسندگان

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بود» ثبت شده است

در فضای ابریِ بود
در سکوت سُربیِ دود
در گلوگاه شکسته‌ی تند
در شام‌های نخفته‌ی تلخ
در درد
در تلاطم ماتم و طرد
ناگاه
خیمه‌ برمی‌دارد حضور
و آنگاه،
شکسته می‌دارد بلوغ
رهانده می‌شود
پیکر
از چاره‌ی یوغ
و همیشگی
و همارگی
نبودن و نیستن
و تمام! هستی و بود!
انگار
هرگز کسی نبود!

  • azam karimi اعظم کریمی

و من کجا بیابم در این قحط زده گور
یلی که در توان تو باشد و با من یکی

کجا افتاده‌ای از سیاره‌ی زمین به دور

کدام سیاه‌چاله بلعید تو را
که در زمانه‌ی من
اثری از بود تو نبود

 

  • azam karimi اعظم کریمی